خلسه ای ساده
شاعران روحانیون عشق اند!(کیگارد)ء
آذر 87 سلام های بیصدا خاطره های شیشه ای غبار غصه های دور واسه گل خورده تبر سلام های بی صدا خاطره های شیشه ای ستاره های گمشده شاید یه قصه دیگه یه شب که مهتابی بشه
رد چشماتُ گرفتم تو ی خوابُ توی رویا
با کبوترا میخوندم قصه ی تشنگی و آب
قلب آیینه ترک خورد با صدای اشک مهتاب
چه حقیقتی نشسته تو خیال مبهم آب
لحظه ی گم شدن تو آسمونُ کرده بی تاب
پاشو نازنین قصه پاشو آفتابُ خبر کن
ستونای غم رو بشکن باستاره ها سفر کن
روبروی ابرا وایسا گریه هاشونُ تموم کن
نور آفتابُ بگیرُ سایه هاشونُ تموم کن
خیس شده سقف دلامون طعم بارون میده یادت
مهربون ترین غمی تو مث لحظه های شادت
ساده بودم که نگفتم مبتلا شدم به پرواز
شدم اون خاطره ای که میشینه تو بغض آواز
قفس آبُ شکستی توی چشمای نجیبت
تو به من چیزی نگفتی واسه این عشق عجیبت
پاشو نازنین قصه پاشو آفتابُ خبر کن
ستونای غم رو بشکن باستاره ها سفر کن
که داره منو میگیره
دیگه این عشقو نمیخوام
ولی افسوس دیگه دیره
دارم از خودم میپرسم
که چرا تو شک اسیرم
واسه این عشق سرابی
من چرا دارم میمیرم
پر کابوسم و بختک
چه عذابی داره چشمات
میسوزم تو این تب سرد
یخ زده گرمی دستات
دیگه نیستی اون ستاره
توشبای بی پناهی
من از اول میدونستم
تو رفیق نیمه راهی
دیگه از خاطره هامون
چیزی جز گریه نمونده
یاد حرفای قشنگت
منو بی صدا شکونده
رد شو از نگاه خسته
برو از دل شکسته
بگو تا آخر قصه
کی به پای تو نشسته
ولی این حسی عجیبه
که داره تو رم میگیره
کاش میشد عشق صدا کرد
ولی انگار دیگه دیره
توجاده های پر خطر
کی گفته بارون نمیاد
واسه گل خورده تبر
تو واژه های یخ زده
چه امتحان سختیه
واسه دلای شک زده
فانوسکای نیمه جون
خسته شدن شاپرکا
دلا شده کاسه خون
نشسته روی باورم
میخوام مث کبوترا
زمینُ از یاد ببرم
کی سایبون شده حالا
ببین دارن مترسکا
برای ما میشن خدا
چرا نداره پاسخی
عشقُ وفا مرده دیگه
تو قلبای سرد و یخی
شکسته از سنگ سکوت
دعای خوشبختی ما
گم شده باز توی قنوت
تو بغض این ترانه هاست
نمیدونم به کی بگم
دلم اسیر گریه هاست
جون بگیره تو این صدا
مارُو به هم برسونه
دلتنگی ستاره ها
میرم به خواب جنگلا
بهار فریاد میزنم
تا گم بشن زمستونا
| Design By : Night Skin |


